هفته قبل
سلام گل من امروز تقریبا بعد از 5 روز اومدم تا برات بنویسم ت این هفته که نبودیم چیکار کردیم کجا رفتیم باز هم از قرار معلوم رفتیم شمال و عروسی ایندفعه با باباییرفتیم چون بابا رامین کار بود و نمی تونست با ما بیاد و ما هم باید می رفتیم آخه عروسی پسر دایی مامان بود و نمی شد نرفت گل پسری حسابی بهت خوش گذشت و کلی واسه ی خودت لذت بردی هم هوا خوب بود و هم مهمونی عالی تو عروسی هم که تا می تونستی رقصیدی و مجلس رو گرم کردی من نمی دونم اینا چطوری می خوان جواب این همه زحمت تورو بدن اصلا شاید هم نتونن عزیز دلم اینقدر شب خسته بودی که شامت رو که خوردی روی پای بابایی زود گرفتی خوابیدی و فردا صبح زود هم راهی شدیم و ب...




